تبليغاتX
بهونه ای برای باهم بودن


بهونه ای برای باهم بودن

آفتاب از کدوم طرف در اومده اینجا سرزدی؟؟؟؟؟

دوباره اومدم به جای خانومی آپ کنم...

 

حقیقتش قلم من به خوبی قلم خانومی که نیست.....اما فقط در همین حد می نویسم که یه فال حافظ دیشب گرفتم و واسه خانومی پیامک زدم...می ذارم اینجا....:

 

مرا امید وصال تو زنده می دارد

و گرنه هردمم از هجر توست بیم هلاک

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویت

زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک

 

 

من خودمم که اینجام...همون دکی هستم دیگه.... 

 

سسسسسسسسللللللللااااااااامممم..........!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 16:37 توسط ساجده| |

سلام به همه ي مهموناي اين وبلاگ...من بازم اومدم وب خانومي رو آپ کنم...الآن يه فال حافظ گرفتم اومد:

 

 

مرا چشميست خون افشان ز دست آن کمان ابرو

جهان بس فتنه خواهد ديد،از آن چشم و از آن ابرو

غلام چشم آن تـــُـــرکم که در خواب خوش مستي

نگارين گلشنش رويـــيـــســت و مشکين سايه بان ابرو

هلالي شد تنم زين غم که با طغراي ابرويش

که باشد مـــَــه که بنمايد ز طاق آسمان ابرو

رقيبان غافل و مارا از آن چشم و جبين هر دم

هزاران گونه پيغاميست و حاجب در ميان ابرو

روان گوشه گيران را جبيــنش طـــُـــرفه گلزاريست

که بر طــَـــرفِ سمن زارش همي گردد چمان ابرو

دگر حور و پري را کس نگويد نگويد با چنين حــُـــسني

که اين را اين چنين چشمت و آنرا آن چنان ابرو؟

تو کافردل،نمي بندي نقاب زلف و مي ترسم

که محرابم بگرداند خـــَـــم آن دلستان ابرو

اگرچه مرغ زيرک بود حافظ در هوا داري

به تير غمزه صيدش کرد،چشم آن کمان ابرو

 

 

خوددمم اينجا هستم...دکي هستم ديگه...

 

 

سللللللللااااااامممم.....!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 18:32 توسط ساجده| |

پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است

 

پشت سر هر آنچه که دوستش می داری

 

و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی

 

بهتر است بالاتر را نگاه نکنی

 

زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد

 

و او آنقدر بزرگ است

 

که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند

 

 

 

 

پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است

 

اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی

 

اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح

 

خدا چندان کاری به کارَت ندارد

 

اجازه می دهد که عاشقی کنی

 

تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی . . .

 

 

اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی

 

خدا با تو سختگیرتر می شود

 

هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر

 

و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر

 

بیشتر باید از خدا بترسی

 

زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد

 

مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند

 

 

 

 

پشت سر هرمعشوقی ، خدا ایستاده است

 

و هر گامی که تو در عشق برمی داری

 

خدا هم گامی در غیرت برمی دارد

 

تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر

 

و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است

 

و وصل چه ممکن و عشق چه آسان

 

 

خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد

 

و معشوقت را درهم می کوبد

 

معشوقت ، هر کس که باشد

 

و هر جا که باشد و هر قدر که باشد

 

خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او ، چیزی فاصله بیندازد

 

معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی....

 

و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است............

 

ناامیدی ازاینجا و آنجا...

 

ناامیدی از این کس و آن کس...

 

ناامیدی از این چیز و آن چیز...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 11:44 توسط ساجده| |

دوباره من اومدم وب خانمي رو آپ کنم...خانمي داره مي ره مشهد...الهي قربون دل پاکت برم خانومي نازم...زیارتت قبول...ایشالا با هم بریم...

اينم من خيلي دوست دارم که بخونی...:

 

آرزوي من اين است،در شبي پر از رؤيا

پيش ماه و تو باشم،لحظه اي لب دريا

آرزوي من اين است،نرم و عاشق و ساده

هم سفر شوي با من،در سکوت يک جاده

آرزوي من اين است،هستس تو من باشم

لحظه هاي هشياري،مستي تو من باشم

آرزوي من اين است،تو غزال من باشي

تک ستاره ي عاشق،در خيال من باشي

آرزوي من اين است،مثل ليلي و مجنون

پيروي کنيم از عشق،اين جنون بي قانون

آرزوي من اين است،زير سقف اين دنيا

من براي تو باشم،تو براي من تنها

آرزوي من اين است،از سفر نگويي تو

تو هم آرزويي کن،اوج آرزويي تو

 

 

آرزوي من اين است....هرچه آرزوي تو است.....

 

دوستت دارم...مهربونم...

 

                      عاشق هميشگي ديوونه ي تو....وحيد

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 18:7 توسط ساجده| |

سلام...مي خوام از صاحب اين وبلاگ بنويسم....

اون...پاکه،مهربونه،زيباست،خوش قلبه،شيرين زبونه،معصومه و در نهايت مجموعه اي از خوبيهاست...

پاک،اونقدر که مي تونم روي دستاش نماز بخونم يا يه تار موي اونو به عنوان حرز همراه داشت باشم.

مهربون،اونقدر که خواسته هاشو قايم مي کنه که نکنه من اذيت شم(البته من ازش قول گرفتم که اين کارو نکنه...قربونش برم!)

زيبا،اونقدر که من گل سرخ رو به لبهاش،هلال ماه رو به ابرو هاش،ماه رو به چشماش،حرير رو به گونه هاش تشبيه مي کنم.

خوش قلب،اونقدر که ازاين ور قلبش ميشه اون ور قلبش رو ديد.

شيرين زبون،اونقدر که من تا تلفن رو قطع مي کنم،دلم مي گيره.

معصوم،اونقدر که تا دعا مي کنه،خدا دنيا رو زير و رو مي کنه.

 

 

حتماً مي پرسيد من کي هستم...من عاشق ديوونه ي خانومي هستم...

خانومي تنها کس منه،همه ي دنياي منه،اميد منه،فکر منه،زندگي منه،در نهايت و در يک کلام...

نيمه ي واقعي منه...

من وحيد هستم ...خيلي هاتون من رو به اسم دکـــي  مي شناسيد...به اينجاي نوشته که رسيدم...خانومي زنگيد...يه ذره حرفيديم...همش ده دقيقه...خونه ي مشترکمون هم اينجاست...

 

قربونت برم....خانومي ....!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 16:40 توسط ساجده| |

خداوند کسانی را که تو بخواهی به تو نمی دهد

او کسانی را به تو می دهد که به آن ها نیاز داری

برای آن که به تو کمک کنند

تو را بیازارند

حرکت کنند

دوستت داشته باشند

و

از تو کسی بسازند که باید باشی !!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 1:15 توسط ساجده| |

کوله بارت بربند

شاید این فرصت آخر باشد

که به مقصد برسیم

وشناسیم خدا را

و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم

می شود آسان رفت

می شود کاری کرد

که رضا باشد او

ای سبکبال  ، در این راه شگرف ، در دعای سحری

در مناجات خدایی شدنت

هرگز از یاد مبر

من جامانده

بسی محتاجم

پ ن : سلام دوستای گلم 

من تو این سه روزی که تو خونه ی خدا مهمون بودم

خیلی چیزا رو بهتر شناختم

تا به حال ۸ بار رفتم  اونجا

ولی امسال  با همه ی سال هام فرق داشت

شاید چون امسال یکیو داشتم که براش خالصانه دعا کنم که تو اون سال ها نداشتمش

راستی واسه همه ی اونایی که بهم التماس دعا گفتن و اونایی هم که نگفتن و بعدا قراره بگن

دعا کردم

خدا کنه دعام مستجاب شه

البته اگه به صلاحتون باشه

اینم یاد گرفتم که خدا چیزیو میده که به صلاحته نه چیزی که تو دلته

بابای تا پست دیگه

نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 23:24 توسط ساجده| |

ای مرغک اسیر!


به بال های ناتوان و پروازهای در قفسِ مرغِ اسیرِ دیگری چشم مدوز!
به ترانه هایی که در قفس می خواند گوش مده!
قفست را به قفس آهنین او نزدیک مساز!
خود را در دو زندان گرفتار مکن!
ای تو که جوشان حیاتی و سرشار زندگی،
از این کویر خشک و تافته بشتاب بگذر!
خود را به چشمه آبی،
سایه ی درختی،
پناه سرد و استوار کوهی ، آبادی ای برسان!



ای مرغک اسیر!

که در باغی دور دست می خوانی،
زمستان است.
تندبادهای سرد و زوزه کش را نمی بینی
که از دل یخچال های مهیب و بزرگ کوهستان ها برمی خیزند
و همچون لشکر وحشیان بی رحم و خونخوار
بر سرزمین ما می تازند ...



ای مرغک اسیر!

که در باغی دوردست می خوانی ،
زمستان است.
این باغستان بزرگ را نمی بینی ،
که در زیر شلاق های بی رحم این جلاد ،
از وحشت سکوت کرده است؟
نمی بینی که غارتگران وحشی
چگونه بر این باغ ها تاخته اند.
و فرش های مخملین سبزه ها را برچیده اند؟ ...



ای مرغک اسیر!

که در باغی دوردست می خوانی ،
زمستان است.
مگر مرغ وای جغدهای شوم را
بر بام ریخته ی ویرانه ها نمی شنوی؟
مگر بانگ زاغان سیاه شوم به گوشت نمی خورد
که چگونه شاد و آسوده فریاد می کشند؟
و سردی زمستان و پژمردگی سبزه زاران
و مرگ صدها غنچه ی نشکفته ای که در دامن مادر افتاده اند،
آنان را به نشاط آورده است
و بر در و دشت ، حکومت بخشیده است.



ای مرغک اسیر!

که در باغی دوردست می خوانی ،
زمستان است.
آوای محزون تو را در قفسی می خوانی ،
از میان هیاهوی گوش خراش زاغان زشت و شاد
که آسمان را سیاه کرده اند ، می شنوم.
و تو نیز نغمه های غمگین مرا
که از دوردست می آید ، می شنوی
و می دانی که در این باغستان افسرده
كه در زير سم ستوران لشكر زمستاني پايمال گشته
و بر ويرانه هاي يخ بسته و خاموشش
كافور مرگ ريخته اند ،
و اندام بي روح هزاران غنچه ي ناكام را
در كفن سپيد پوشانده اند ،
همچون تو مرغي هست كه در باغي دور دست مي خواند .




اي مرغك اسير!

كه در باغي دوردست مي خواني ،
زمستان است.
اي پرستوي اسفندي!
بهار مرده است.
نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:12 توسط ساجده| |


عاشق احساساتی


این افراد عاشق عاشق بودن هستند. آنها به سادگی به روی زیبا با جذابیتهای ظاهری دیگر دل میبندند و سپس با از بین رفتن یا تغییر کردن این ظواهر، مایوس میشوند.

به خاطر داشته باشید که عشق واقعی نباید با کم شدن موی سر معشوق رو به نقصان بگذارد و احساسات عاشقانه نباید با پختگی رابطه، کمرنگ شود. اگر چنین عاشقی هستید، برای زنده نگهداشتن عشق خود بهتر است قرار ملاقاتهای عاشقانه و دو نفری بگذارید، برای تعطیلات آخر هفته برنامه ای ترتیب دهید و تعطیلات را با یکدیگر سپری کنید و نگذارید که عشق رومانتیک شما دچار روزمرگی شود.


عاشقی با معیارهای ذهنی متعدد



این افراد ملاکهایی برای عاشق شدن دارند که برایشان بسیار مهم است و قصد تغییر دادن آن را هم ندارند. آنها حتی در رابطه زناشویی نیز همسر خود را تحت فشار شدیدی قرار میدهند تا مطابق با استانداردهای ایشان عمل کند.

اگر شما عاشق فهرست مشخصات خودساخته و از دسته افراد متوقع هستید، برای حفظ رابطه باید این فهرست را دور بیاندازید. به عقیده کارشناسان وفادار ماندن به این لیست بایدها و نبایدها، به رابطه ای فرسایشی و یا تنهایی منجر میشود. آنچه بسیار اهمیت دارد رفاقت، عشق و توانایی بخشش است نه چیزهایی که برای تحت تاثیر قرار
دادن دیگران مهم باشد.



عاشق وسواسی



این عاشقی است که میخواهد تمام اوقات خود را با معشوقش بگذراند و حتی پس از گذشت سالها، مدام نگران رابطه و زندگی زناشویی خود است. داشتن چنین همسری میتواند طاقت فرسا بوده و یا به خاطر اوج و فرودهای شخصیتی، موجب ناراحتی روحی طرف مقابل شود.

آیا این حالات به نظرتان آشنا می آید؟ برای حفظ همسر و زندگی مشترک باید دست از نگرانی برداشته و زمانی برای تنفس به معشوق خود بدهید. به یاد داشته باشید که حتی شیرین ترین ها هم میتوانند به مرز بیش از حد برسند و دیگر شیرین به نظر نیایند. اگر احساس نا امنی در شما بسیار شدید است، بدون معطلی با یک متخصص مشورت کنید و رابطه خود را بهبود بخشید.


عاشق ایثارگر



عده ای مستعد ورود در رابطه ای هستند که در آن بیش از آنچه به دست می آورند، از خود مایه میگذارند. گاهی احساس میکنند که این رابطه به کلی یک طرفه شده است. یک نفر با از خود گذشتگی مدام در تلاش جلب رضایت و برآورده ساختن نیازهای دیگری است و هیچ زمانی برای مراقبت از خود کنار نگذاشته است.

اگر چنین عاشقی هستید، باید بدانید که خارج از چهارچوب زندگی زناشویی نیز چیزهایی برای لذت بردن هست و سوای همسرتان، دوستان و اقوامی وجود دارند. باید زمانی را به انجام فعالیتهای مورد علاقه خودتان و معاشرت با افرادی که دوست دارید اختصاص دهید و بد نیست که گاهی این معاشرتها و فعالیتها، بدون حضور همسرتان باشد. به این ترتیب با ارزش نهادن به خود، رابطه عاشقانه شما نیز تقویت میشود.


عاشق بازی



این دسته، عاشق دوران ناز و عشوه و به دست آوردن دل معشوق هستند. برای آنها تعقیب و گریز ابتدای یک رابطه بسیار جذاب تر است. آنها از یک رابطه طولانی مدت به سرعت خسته میشوند و دوباره به فکر شیطنت می افتند.

مراقب باشید، اگر چنین دل بازیگری دارید، وسوسه را از زندگی خود دور کنید و به جای اینکه در جایی خارج از رابطه فعلی خود به دنبال هیجان باشید، بکوشید که آنرا در همین رابطه ایجاد کنید. ببینید که برای ورود به یک رابطه جدید چه قابلیتهای تازه ای از خود به نمایش میگذارید-مثلا ناگهان هوس چرخ و فلک سواری میکنید؟-، سپس آنها را در زندگی مشترک خود پیاده کنید.


عشق رفاقت آمیز



اگر در رابطه ای شدیدا رفاقت آمیز هستید که از آن لذت میبرید، ممکن است کم کم سر و کله عشق درآن پیدا شود. چنین روابطی ممکن است بسیار کند پیشروی کنند، اما بسیار مستحکم هستند. اما نکته دراینجاست که نباید فراموش کنید رفاقت در زندگی مشترک همه چیز نیست و باید جرقه هایی از احساسات و تمایلات آن را زیباتر و هیجان انگیزتر کند.

شما چگونه عاشقی هستید؟؟؟

__________________
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 17:35 توسط ساجده| |

فرق است بین

ااا"دوست داشتن" و "داشتن دوست"  |||

 دوست داشتن امری لحظه ایست اما داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است

نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 19:11 توسط ساجده| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست